خرید بک لینک

بیا...که سر زند از دشت غم،جوانه ی عشق

بیا بخوان تو به گوش دلم،ترانه ی عشق

دل من و تو گرفته...چو ابرهای بهار...

بیا که سر بگذاریم روی شانه ی عشق...


برچسبها: کیوان4

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

مثل مرغی در قفس...حالم پریشان است امشب...میروم در کوچه ها...با آنکه باران است امشب... آسمان میبارد و من هم هوای گریه دارم... همچو زلفت،سینه ی تنگم پریشان است امشب... نیستی ای بی وفا تا آنکه بینی از غم تو یار تو در گوشه ای،سر در گریبان است امشب... زیر باران با خیال چشمهای بی نظیرت گریه کردن ای گل زیب

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

نگاه آخَرِت،تا آخر این جاده همرامههمیشه عکس چشمات،روبروی قاب چشمامه... ندونستم غمت ویرونگره...یادت نفس گیره ندونستم که راه عشق،راهی بی سرانجامه... تو رفتی نازنین،از یاد بردی عشق پاکم رو... ولی اینجا هنوز این عاشق بیچاره بدنامه... طوافت میکنم از دور...قبله م چشم زیباته... لباس من برای جسم خسته م رخت

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

بیا که سینه ی من،از غم تو لبریز است...

بدون ماه رخت،هر شبم غم انگیز است...

گل همیشه بهارم...بیا...بیا...که مرا

بهار بی گل رویت،شبیه پاییز است...


برچسبها: کیوان4

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

بیا...که بیتو دلم از همه جهان سیر است...

امید قلب همه عاشقان...بیا ...دیر است...

نیامدی و فقط عاشق تو میداند...

که عصر جمعه ی حسرت،چقدر دلگیر است...


برچسبها: کیوان4

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

"گرفته بوی تو را دستهای من امشب..."که دستهای تو در خواب توی دستم بود... ز جام سرخ لبت عاشقانه نوشیدم لبت دمی که به لبهای می پرستم بود... ز عطر و بوی تو در خواب مست شد جانم تو از سلاله ی گلهای ارغوان بودی... اگرچه رفتی و دیگر ندیدمت...،در خواب؛ هنوز با من دلخسته،مهربان بودی... مرا صدا زدی و عاشقا

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

چنان لبریز از یاد توام منکه یادم نیست حتی نام خود را... اگر درگیر تشویشم عجب نیست که از کف داده ام آرام خود را... چنان لبریزم از یاد تو امشب که از خویشم مرا دیگر خبر نیست تمام من تویی...ای ماه زیبا درون من دگر از من اثر نیست... چنان لبریزم از یاد تو امشب که مستم میکند یاد نگاهت... تو چون ماه بلن

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

مولا تو کیستی؟! که ز داغت جهان گریست...از داغ ماتم تو زمین و زمان گریست... آن لحظه ای که تیغ عدو فرق تو شکافت چشمان روزگار،چو ابر خزان گریست... "فزت و رب کعبه ی" تو تا به عرش رفت از ناله ی تو حضرت حق،بی گمان گریست... وقتی رسول(ص)،حال تو را دید،گریه کرد زهرا(ع) ز غصه های تو اندر جنان گریست... تا شد م

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

بیا...بیا...که جهان،بیتو جای خوبی نیست...فضای شهرِ دل من،فضای خوبی نیست شبانه روز ز هجر تو خون دل خوردن برای زخم دل من،دوای خوبی نیست... صدای شر شر باران،صدای پای نسیم... بدون تو گل زیبا...صدای خوبی نیست... به یک نگاه تو دادم،تمام هستم را... چنین بها به گمانت،بهای خوبی نیست...؟! دعای تو که "الهی مرا

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

با طبع ما و چشم سیاه تو ای پری میشد که تا ابد غزل عاشقانه ساخت... میشد به روی صفحه ی هموار سرنوشت با خشت عشق و شیشه ی احساس،خانه ساخت...میشد که با تو...با تو سفر کرد تا بهشت میشد که با تو...با تو...جهانی دوباره ساخت میشد برای درد دل بی دوای من با دستهای کوچک و گرم تو،چاره ساخت... میشد که با تو غصه

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

صفحه بندی