بیا...که سر زند از دشت غم،جوانه ی عشق
بیا بخوان تو به گوش دلم،ترانه ی عشق
دل من و تو گرفته...چو ابرهای بهار...
بیا که سر بگذاریم روی شانه ی عشق...
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
بیا که سینه ی من،از غم تو لبریز است...
بدون ماه رخت،هر شبم غم انگیز است...
گل همیشه بهارم...بیا...بیا...که مرا
بهار بی گل رویت،شبیه پاییز است...
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
بیا...که بیتو دلم از همه جهان سیر است...
امید قلب همه عاشقان...بیا ...دیر است...
نیامدی و فقط عاشق تو میداند...
که عصر جمعه ی حسرت،چقدر دلگیر است...
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نیکان قاسمیپور